رمان "آ فاحشهست؛ شما چطور؟" یک اثر پستمدرن است که به بررسی روابط چند شخصیت میپردازد. این شخصیتها هر کدام با یک حرف از حروف الفبای فارسی مشخص شدهاند. بیشتر داستان در تهران امروز میگذرد اگر چه اشارههایی به دورههای مختلف تاریخی دارد. رمان به موضوعات مختلفی از جمله اعتماد به نفس، خودارضایی، وسواسهای فکری و عملی، کودکهمسری، چند همسری، بیکاری، مهاجرت، عدالت اجتماعی و برابری حقوق جنسیتها میپردازد. از متن کتاب: برف که خـوب بـارید و نشسـت، نشسـتم خـوب هـر چـهارنـفرتـان را در ذهـنم مـرور کردم تـا یک آدمبـرفی حـسابی درسـت کنم. بـعد که بـنای اولیهی آدمکم را گــذاشــتم، فکر کردم بــه اینکه کجای کدامتــان بــشود کجای آدمبـرفی. مطمئن بـودم بـاسـنش بـاید بـه بـاسـن تـو شـبیه بـاشـد پـس بـا هـر دو دسـت از هـر دو سـمت، بـرف گـرفـتم کوبیدم بـر کونـش. هـنوز خیلی کوچک یود. چــند بــار دیگر ادامــه دادم. خــوب شــد امــا ســمت راسـتش کمی کم داشـت بـرف. پـس یکدسـتی بـا بـرف کوبیدم بـر لمبر راسـتش. این بـار بـرف سـمت چـپش بیشتر شـد. اعـصابـم را مـثل هـمهی بـرنـامـههـایی که بـراش داشـتم بـه هـم ریخته بـود. آدمبـرفی مـن هـرچـند آدمبرفی گندی شده بود ولی باسنبرفی جالبی بود.